محمد مهدى ملايرى

247

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

خراجگزاران هر دو ستم روا داشته بودم ، از آنرو كه هرگاه آبادگران تباه گردند آباديها نيز كه زمينها و مردمان آنها باشند ويران شوند . اگر خراجگزاران به آن اندازه كه كفاف روزى خود و آبادى زادوبومشان را كند نداشته باشند سپاهيان هم كه روزى آنها از آبادانى زمين و از مردم و آبادگران تأمين مىگردد به هلاكت افتند و تباه گردند ، و زمين هم آباد نگردد جز به مازاد آنچه در دست خراجگزاران است . پس نيكى در حق سپاهيان و بزرگداشت آنان به اين است كه با خراجگزاران مدارا كنم ، و زادوبوم آنها را آباد بدارم ، و افزون از معاش براى آنها چيزى باقى بگذارم . صاحبان زمين و خراجگزاران دستيار جنگيان و سپاهيان و مايهء نيروى آنها هستند ، جنگيان و سپاهيان نيز همچنين دستيار خراجگزاران و مايه نيروى آنها مىباشند . من در اين كار بسى انديشيدم و توش و توان خود را در آن به كار بردم ، و براى برترى دادن اين دسته بر آن دسته يا آن گروه بر اين گروه هيچ موجبى نيافتم ، زيرا آنها مانند دو دست همكار و دو پى همراه هستند . و به راستى كسى كه به سپاهيان ستم روا دارد خراجگزاران را هم از ستم معاف نداشته ، و كسى كه بر خراجگزاران تعدى كند از ستم بر سپاهيان نيز فروگذار نكرده است . اگر سرهنگان بيخرد نبودند كار خراجگزار و كشور را آنگونه تيمار مىداشتند كه مردى زمين و ده خود را كه روزى و زندگى او از آنست تيمار مىدارد و اگر خراجگزاران نادان نبودند بهره‌اى را كه خود بدان نيازمندند از خود مىبريدند و جنگيان را بر خويشتن مقدم مىشمردند . و گفت : « چون از امر اصلاح عوام و خواص با اصلاح كار اين دو ركن يعنى خراجگزاران و سپاهيان فراغت يافتم ، ( و اين ميوهء حق و دادگرى بود كه خداوند بزرگ تدبير كار آفريدگان خود را بدان فرموده است ) و خداوند را بر اين نعمت كه مرا در قبال موهبتهاى خود توفيق حق‌شناسى ارزانى فرموده سپاس گزاردم ، و كار سپاهيان و خراجگزاران را با گسترش عدل و داد استوار ساختم ، پس از انجام تمام اينها به سرگذشت‌ها و سنت‌هاى گذشتگان روى آوردم ، و بدانچه براى ما سودش بيشتر و براى سپاهيان و رعيت ما فايده‌اش بزرگتر بود